پرويز اذكائى

137

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

برد و سوزاند و پراكنده نمود . از آنچه در آن ديوان‌ها و گنجينه‌هاى شهر « اصطخر » گرد آمده بود ، نسخه برداشت و به زبان رومى ( - يونانى ) و قبطى ( - مصرى ) برگرداند . آنگاه پس از نسخت كردن چيزهاى مورد نياز ، هرچه را كه به فارسى نوشته شده بود بسوزاند . كتابتى كه بدان « گشتگ » گويند ، هرآنچه در باب دانش نجوم ، پزشكى و طبيعيات حاجت بدانها افتد بدان نوشته شده بود ؛ وى آن كتاب‌ها و ديگر دانش‌هايى كه بدانها برخورد ، مالها و گنجينه‌ها و دانشوران را هم به سرزمين « مصر » فرستاد . در ناحيت هند و چين چيزهايى بر جاى مانده بود كه شاهان ايران آنها را در روزگار پيامبرشان « زردشت » و « جاماسب » دانشمند نسخت كرده بودند . آن پيامبر و جاماسب آنان را بر كار اسكندر ، و اينكه بر سرزمين ايشان چيره شده و كتابها و دانش‌هايشان را نابود كند ، و بر لزوم پيشگيرى از وى هشدار داده بودند . اما آن دانستگى در عراق كهنه گشت ، دانشوران نابسان و اندك ، و مردمان حزب‌گرا و فرقه‌گرا شدند . هر تيره‌اى از ايشان شاهى پيدا كرد ، چندان‌كه اين وضع را ملوك الطوائف ناميدند . سرانجام اردشير بابكان از تبار ساسان ايشان را گرد هم كرد ، از پراكندگى به يكپارچگى آورد ، بر دشمنان‌شان چيره شد ؛ و بر ديارشان استيلا يافت . مردمان با وى يكدل شدند ، آن حزب‌گرايى از ميان برخاست ، و پادشاهىشان استوار گشت . پس هيئتى از براى آن كتابهاى پيشين خودشان به هند ، چين ، و روم فرستاد . آنچه را كه افتاده بود نسخت كردند ، و بقاياى اندكى هم كه در عراق مانده بود جستجو نمودند . پس هرچه پراكنده بود گردآورد ، و آنچه را هم كه نابسان مىنمود برنگاشت . پس از وى پسرش شاپور نيز بدين كار پرداخت ، چندان‌كه همهء آن كتابها بر پايهء آثار هرمس بابلى - كه پادشاه مصر شد - دورتيوس سريانى ، فيدروس يونانى - از شهر دانش‌آوازهء آتن - ، بطليموس اسكندرانى و فرماسب هندى به پارسى نوشته آمد . آنگاه آنها را شرح كردند ؛ و مردمان را آموزاندند ، درست همان گونه كه همهء آن كتاب‌هاى داراى اصل بابلى را فراگرفته بودند . پس از آن دو ، خسرو نوشيروان باز به گردآورى آنها پرداخت ، يكى از براى دانش دوستى ، ديگر به سبب آزمون‌هايى كه طىّ اين زمان رويكرده ، و ايشان را دانستگى نوينى بر قدر ستارگان و برجها - كه كارساز روزگارند - پديد گرديده بوده » « 1 » .

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 299 - 301 .